کار خوبه خدا درست کنه
صفحه اصلی
آرشيو مطالب
عناوین مطالب
تماس با من
پروفايل
آخرین مطالب
طی شد اين عمر تو دانی به چه سان ؟
نیکی و بدی
پنجره ی بیمارستان
با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ره میخانه و مسجد کدام است
طرب افسرده کند دل چو ز حد درگذرد
من انسانی هستم میان انسانهای دیگر
قیمت هر انسان
انسانم آرزوست
امکانات وب
کار خوبه خدا درست کنه
گویند که در
دو
طرف درب ورودی
کاخ سلطان محمود غزنوی
دو گدا بودند
یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت
گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیرانش را می دید بسیار چاپلوسی می کرد
و از سلطان محمود تعریف می کرد و هدیه میگرفت ولی اون یکی ساکت بود .
اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت :
چرا تو هم وقتی شاه رو می بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه
گدای ساکت گفت :
کار
خوبه
خدا
درست
کنه
سلطان محمود خر کیه؟
برای سلطان محمود این سوال پیش اومده بود،
که چرا یک گدا ساکته و هیچی نمی گه
، وقتی از اطرافیان خود پرسید
به او گفتند که این گدا گفته :
کار
خوبه
خدا
درست
کنه
سلطان محمود خر کیه؟
سلطان محمود ناراحت شد و گفت :
حالا که اینطوری فکر می
کنه
فردا مرغی بریان شده که در شکمش الماسی باشد
را به گدایی که چاپلوسی می کند بدهید تا بفهمد سلطان محمود خر کیه ؟
صبح روز بعد همین
کار
را انجام دادند غافل از اینکه وزیر بوقلمونی برای گدا برده
و گدای متملق سیر شده است.
پس وقتی که مرغ بریان شده را به او دادند او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد
و گفت : امروز چند سکه درآمد داشتی و او گفت : سه سکه
گدای متملق گفت : این مرغ رو به سه سکه به تو می فروشم و آن گدا قبول نکرد
و آخر سر پس از چانه زنی مرغ بریان را بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.
لقمه اول را که خورد چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت :
فکر می کنم از فردا دیگه همدیگر را نبینیم .
فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق آنجاست و گدایی می
کنه
از او پرسید چرا هنوز گدایی می کنی ؟
گفت : خوب باید خرج زن و بچه ام را درآورم .
سلطان محمود با تعجب پرسید : مگر ما دیروز برای شما تحفه ای نفرستادیم ؟
گدای متملق گفت :
بله دست شما درد ن
کنه
وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ را بفرستید
بوقلمونی آوردند
و من خوردم چون من سیر بودم مرغ را به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم .
سلطان محمود عصبانی شد و گفت : دست و پایش را ببندید و به قصر بیاوریدش
در قصر به گدا گفت بگو
کار
خوبه
خدا
درست
کنه سلطان محمود خر کیه
گدا این را نمی گفت و سلطان محمود میگفت بزنیدش تا بگه
سلطان خطاب به گدای چاپلوس میگفت : من می گم تو هم بگو
کار
خوبه
خدا
درست
ش کنه سلطان محمود خر کیه ؟
...
ما را در سایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 75
تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 3:36
صفحه بندی
آرشیو مطالب
اسفند 1397
آذر 1398
پيوندهای روزانه
فروشگاه اینترنتی میهن استور
قیمت سرور مجازی
گروه حقوقی فرشاد قاسمی
ساخت وبلاگ
آرشیو لینکها
لینک دوستان
اجاره خودرو در تهران
بیت کوین
هاست ایمیل
خرید گوشی
خرید بک لینک
ارز دیجیتال
دانلود آهنگ جدید
خبرنامه